تبليغاتX
سيبستان

سيبستان

سيب را بو كرد موسی جان بداد ...:.:.:.:.:... بازجو آن بو ز سیبستان کیست

دلتنگی

بعد از نزدیک به یک سال که اصلا سراغ وبلاگ و وبلاگ نویسی نیامده بودم، یک سالی که حتی سری به صفحه ام نزده بودم تا لااقل کامنت هایم را چک کنم، امروز یکهو دلم هوای سیبستان را کرد.

دلم لک زد برای پرسه زدن در پیج های بچه های قدیمی، دلم لک زد برای نوشتن.

از آنجایی که متاسفانه ما آدم ها فکر می کنیم خوشی هایمان همیشه پایدارند و آنقدر همت نمی کنیم تا جایی این لحظه های قشنگ را ثبت کنیم، من هم بر اساس این قاعده راجع به روزهای خوشم  نه اینجا و نه هیچ جای دیگر ننوشتم.

و باز از آنجایی که زندگی همیشه فراز و نشیب دارد، الان که دوباره در نشیب زندگی افتاده ام، الان که باز با مشکلات ریز و درشت زندگی مواجه شدم، دلم هوای نوشتن کرده است.

من از همین جا اعلام می کنم که دلم برای یک کاغذ، یک قلم و یک عالم نوشتن تنگ شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 دی1388ساعت 14:54  توسط مهديه   | 

تنهایی

لم داده ام روی صندلی و کرخت، زیر نور آفتاب بهاری که با همه دلچسب بودنش هنوز چشم های تازه عمل کرده ام

را اذیت می کند، پاهایم را دراز کرده ام روی کیسی که نقش زیرپایی را پیدا کرده و سنگینی پاهای یخ زده ام را تحمل می کند .

این چند روز هر کار که می شد کردم ولی این پاهای لعنتی گرم نشدند که نشدند. کسی چه می داند شاید

 این احساس سرمای مداوم و بی دلیل هم مثل تب نشانه وجود عفونت در بدن باشد؛ چیزی مثل عفونت فکر

یا انجماد احساسات یا هر کلمه قلنبه ی مزخرف دیگری شبیه اینها.

هر چه هست، سرمایی ست که با خوردن لیوان لیوان چای داغ هم چاره نمی شود.

و از این احساس سرما بدتر، احساس پوچی ست که گریبانگیرم شده. فکر اینکه از همه این عالم فقط و فقط تنهایی

 قسمت آدم شده باشد، دیوانه کننده ست.

اینکه آدم های آشنایی که تا دیروز گوشه ای از زندگی ات را پر می کردند، از امروز دیگر نباشند برای کسی مثل من که حتی به قرار گرفتن جای اشیاء در اتاقش هم وابسته می شود و با جا به جا شدن هر شیء کوچکی تا مدت ها مثل گربه ای که سبیلش را کنده باشند، تمرکزش را از دست می دهد، تقریبا چیزی ست شبیه فاجعه که البته عادت کردن به یک یک این فاجعه ها هم پیر آدم را در می آورد.

روزهایم را (اگر حوصله کار کردن داشته باشم) با کار پر می کنم، شب ها خودشان با  زل زدن به سقف  اتاق دربسته تاریکم و فکر کردن و دوباره فکر کردن پر می شوند .  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 18:54  توسط مهديه   | 

امر به معروف ونهى از منكر ؛ نظارت همگانى بر جامعه اسلامى

دو فرع هفتم وهشتم از فروع دين كه مورد تأكيد قرآن، پيامبر وائمه معصومين مى باشد، فريضه "امر به معروف" ونهى از منكر" است.

 پيامبر اسلام (ص) در باب امر به معروف و نهى از منكر مى فرمايند: كسى كه امر به معروف ونهى از منكر مى كند، جانشين خدا و من بر روى زمين است. اين دو فريضه ضامن حفظ وبقاى جامعه وعدم غرق وهلاك آن است.

 آنچه پيداست، اين است كه اين فريضه همواره مورد تأكيد ائمه معصومين قرار داشته وآنها خود چه در طول دوران امامت وچه قبل از آن به اجراى امر به معروف ونهى از منكر مبادرت مى ورزيده اند و به تعبير آنان هدف اصلى از اجراى اين فريضه، برپايى واجبات مى باشد.

 "امر به معروف ونهى از منكر" از منظر قرآن

آيات متعددى از كلام الله مجيد به امر به معروف ونهى از منكر اشاره كرده وبر وجوب اجراى آن تاكيد نموده كه از آن جمله است آيه 41 سوره حج، آيه 143 سوره بقره، آيه 25 سوره حديد، آيه 17 سوره لقمان وآيه 71 سوره توبه.

 در اكثر اين آيات، نظارت همگانى ومردمى از جمله راه هاى رسيدن به جامعه نمونه عنوان شده وعمل به فريضه امر به معروف ونهى از منكر از نشانه هاى مؤمنين است.

 "امر به معروف ونهى از منكر" و قيام عاشورا

امام حسين (ع) در سال 61 هجرى قمرى، آن زمان كه خطر نابودى، اسلام ناب محمدى را تهديد مى كرد، با هدف نجات دين جد خود به وسيله اقامه فريضه امر به معروف ونهى از منكر وتسرّى اين فريضه به شؤون مختلف اجتماع، قيام نمود.

 مى توان از كلام امام به يقين چنين برداشت كه امر به معروف ونهى از منكر مهمترين عامل برپايى نهضت عاشورا بوده است، آنجا كه حضرت مى فرمايند: "اني لم اخرج أشراً، ولا بطراً، ولا مفسداً، ولا ظالماً، وانما خرجت لطلب الاصلاح في أمة جدي. أريد أن امر بالمعروف وأنهى عن المنكر واسير بسيرة جدي وأبي علي بن أبي طالب (ع)".

 حتى اگر مردم كوفه از امام دعوت نمى كردند وبا آن حضرت بيعت نمى نمودند نيز امام حسين (ع) قيام خود را دنبال مى كرد.

 متفكر شهيد، استاد "مرتضى مطهرى" در كتاب حماسه حسينى چنين نوشته است: عامل سوم- كه اين را هم مثل عوامل ديگر، تاريخ بيان مى كند- عامل امر به معروف ونهى از منكر بود كه از روز اولى كه امام حسين (ع) از مدينه حركت كرد، با اين شعار حركت كرد.

 از اين نظر، مسئله اين نبود كه چون از من بيعت مى خواهند ومن نمى پذيرم، قيام مى كنم بلكه اين بود كه اگر بيعت هم نخواهند، من به حكم وظيفه امر به معروف ونهى از منكر بايد قيام كنم ونيز مسئله اين نبود كه چون مردم كوفه از من دعوت كرده اند، قيام مى كنم بلكه مسئله اين بود كه دنياى اسلام را منكرات فرا گرفته است؛ من به حكم وظيفه دينى، به حكم مسئوليت شرعى والهى خود قيام مى كنم.

 امر به معروف ونهى از منكر جزئى از حيات آن حضرت بوده و روح اصلاح در وجود امام به عنوان يك شخص مصلح، بارز وهويدا بود.

 امر به معروف ونهى از منكر در كلام رهبرى

رهبر معظم انقلاب اسلامى به دفعات در سخنان خود به لزوم اجرا واحياى امر به معروف ونهى از منكر در بخش هاى مختلف جامعه تاكيد نموده اند.

 ايشان اين فريضه را بازدارنده حاكميت دينى از غلطيدن در جاده انحراف دانسته ومى گويند: امر به معروف ونهى از منكر را نبايد تنها راهكار مقابله با حكومت هاى فاسد دانست، بلكه سيستم وفرآيند نقد فراگيرى است كه حاكميت دينى را از غلطيدن در جاده انحراف وخطا نگه مى دارد.

 و در جاى ديگر مى فرمايند: امر به معروف ونهى از منكر عامل بازدارندگى فعال وروزآمد در راستاى كاهش ميل حاكميت به بى تفاوتى وبى مسئوليتى نسبت به پرسشگران وكنشگران عرصه سياست واجتماع مى باشد.

 ايشان همچنين فريضه امر به معروف ونهى از منكر را عامل تنظيم كننده حركت اصلاح طلبانه در جامعه دانسته ومى فرمايند: امر به معروف ونهى از منكر گرانيگاه حركت اصلاح طلبانه درون حاكميت دينى وتبديل كننده شتاب اصلاحات از پيمايش پاندولى ونامنظم به شتابى بالانسى و برخوردار از تعاون وپايدارى بوده وفرآيند مطمئن توزيع قدرت از رهگذر مشاركت توده ها در روند اصلاح وتعديل نظام حاكم جهت كاهش آستانه فزون خواهى حاكمان ودستگاه هاى مجرى نسبت به حقوق شهروندان است.

 امر به معروف ونهى از منكر؛ وظيفه اى همگانى

از اين منظر بر يكايك مسلمين واجب است افكار عمومى وجامعه دينى واخلاقى را با تمام مظاهر معروف ومنكر آشنا كنند واين فريضه را به صورتى مؤثر به همگان آموزش دهند، زيرا امروزه شاهديم كه به دليل عدم شناخت معروف ومنكر در جامعه، انجام اين فريضه مهم در حد نشان دادن واكنش هاى تند نسبت به كسانى كه شوون اسلامى را رعايت نمى كنند، تنزل يافته است. در حالى كه بايد نشان داد اجراى امر به معروف ونهى از منكر چيزى جز تعهد وعلاقه اشخاص نسبت به سلامت جامعه نيست.

 از آنجا كه يك فرد به تنهايى قادر به انجام اين وظيفه خطير نيست، لازم است درسطح مديريت وحاكميت اسلامى، دستگاهى متولى اين امر گردد.

 در سايت شهيد آوينى آمده است: بى شك كارآمدى هر نهاد اجتماعى وهر نهاد دينى به اين مسئله منوط است كه به نهادى قانونمند تبديل شود. بحث قانون در مورد امر به معروف ونهى از منكر اولين سابقه اش به بعد از انقلاب اسلامى هنگام تدوين قانون اساسى برمى گردد.

 اصل هشتم قانون اساسى، نهاد جديدى تاسيس كرد كه در تاريخ كشور در بعد قانون گذارى بى سابقه است.

 اين اصل مقرر كرد كه در جمهورى اسلامى ايران دعوت به خير وامر به معروف ونهى از منكر، وظيفه اى است همگانى ومتقابل بر عهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم ومردم نسبت به دولت. تعيين كيفيت امر به معروف ونهى از منكر در اين اصل يعنى اينكه سازمان ونهادى متكفل اين دو فريضه شود. در بين قوانين موجود كشور جز اين اصل قانون اساسى هيچ بحث تصريح شده اى راجع به نهاد متولى اين دو فريضه وجود ندارد كه لازم است براى آن چاره انديشى شود.

 هفته امر به معروف، ستاد نهى از منكر

نامگذارى هفته اول محرم الحرام به نام هفته احياى امر به معروف ونهى از منكر از سال 1371 نشان مى دهد كه در تفكر غالب جامعه ايرانى، نهضت حسينى  با اين فريضه چنان عجين شده كه هر كدام از اين دو تداعى گر ديگرى است.

 در همين راستا وبا تاكيد مقام معظم رهبرى، ستاد احياى امر به معروف ونهى از منكر در سال 1372 به رياست آيت الله "جنتى" با هدف احياى اين فريضه در سطوح مختلف جامعه اسلامى آغاز به كار كرد. وظايف اين ستاد كه متشكل از 5 معاونت ادارات وكارخانه ها، فرهنگى، تشكل هاى مردمى، استان ها وسازمان هاى اجرايى است را مى توان چنين دسته بندى كرد:

 - تعيين موارد معروف وترويج آن

- تعيين موارد منكر وعلل آن

- تعيين حدود وثغور منكر وتهيه استاندارد وميزان آن

- تعيين خط مشى هاى اساسى در جهت ترويج معروف ومبارزه با منكر وپرداختن به علل وريشه هاى آن وتلاش براى رفع آنها.

- بررسى قوانين وبرنامه هاى اقتصادى- فرهنگى از لحاظ تاثير بر وضعيت جامعه از ديدگاه ترويج معروف ومحدود شدن منكر.

- طبقه بندى وتعيين اولويت در موارد معروف ومنكر با توجه به شرايط و وضعيت جامعه.

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 14:1  توسط مهديه   |